الملا فتح الله الكاشاني

137

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( الْمُصْلِحِينَ ) * مزد بصلاح آرندگان كردار خود را بلكه بالتمام بديشان رسانيم و بدانكه ميتواند بود كه و الذين با صله مبتدا باشد و اين جمله مؤكده بان خبر آن بر تقدير حذف عايد اى اجر المصلحين منهم و يا وضع مظهر شده باشد در موضع مضمر به جهت تنبيه بر آنكه اصلاح در حكم مانع تصنيع است * ( وَإِذْ نَتَقْنَا ) * و نيز ياد كن اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله براى يهود زمان خود كه بر كنديم و برداشتيم * ( الْجَبَلَ ) * كوه طور را * ( فَوْقَهُمْ ) * بر زبر ايشان * ( كَأَنَّه ظُلَّةٌ ) * گوئيا كه آن كوه سايه بانى بود بر سر ايشان بداشته و اين در وقتى بود كه بنى اسرائيل احكام تورية قبول نميكردند و آن را كار نميبستند حقتعالى جبرئيل را فرمود كه كوهى از جاى بر كند و بر بالاى سر ايشان بداشت به مقدار لشگرگاه ايشان كه يك فرسخ در يك فرسخ بود چون ايشان آن را بديدند ترسيدند * ( وَظَنُّوا ) * و دانستند * ( كَأَنَّه ) * آنكه آن كوه * ( واقِعٌ بِهِمْ ) * فرود آينده است بر ايشان زيرا كه كوه در هوا قرار نميگيرد و يا آنكه حقتعالى با ايشان اخبار كرد كه اگر حكم تورية را قبول نكنند اين كوه را بر ايشان افكند پس به سجده افتادند يك نيمه روى به زمين نهادند و به نيمهء ديگر بكوه مينگريستند از ترس آنكه مبادا كوه بر ايشان افتد و از اينجاست كه يهودان سجده را بر وى چپ كنند و گويند كه اين سجده بر ما مباركست زيرا كه بجهة اين عذابى آن چنان از ما دفع شد و در اخبار اهل بيت عليه السّلام آمده كه آنها كه سجده بر يك طرف روى كردند منافق بودند و كسانى كه مؤمن بودند در سجده پيشانى بر زمين نهادند القصه حقتعالى ميفرمايد كه چون بنى اسرائيل به سجده افتادند از ترس وقوع كوه بر ايشان گفتيم ايشان را كه * ( خُذُوا ) * فرا گيرند * ( ما آتَيْناكُمْ ) * آنچه داديم شما را از احكام * ( بِقُوَّةٍ ) * بجد و عزم تمام اين حالست از فاعل خذوا * ( وَاذْكُرُوا ما فِيه ) * و ياد كنيد بر وجه عمل آنچه در اوست از مواثيق و عهود كه اوامر و نواهى است و او را فرو مگذاريد و ترك مكنيد * ( لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ) * تا باشيد كه پرهيزكارى كنيد و از عداد متقيان باشيد در ترك قبايح اعمال و رذايل اخلاق و التزام واجبات و بعد از ذكر مواثيقى كه در كتب سماويه بود بيان مواثيق مىكند كه بر جميع بندگان اخذ آن كرده بود به جهت جمع ميان دلايل عقل و سمع و ابلاغ در اقامت حجت و ميفرمايد كه * ( وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ ) * و ياد كن اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله چون فرا گرفت پروردگار تو * ( مِنْ بَنِي آدَمَ ) * از فرزندان آدم * ( مِنْ ظُهُورِهِمْ ) * از پشتهاى ايشان اين بدل بعض است از بنى آدم يعنى بيرون آورد از اصلاب ايشان * ( ذُرِّيَّتَهُمْ ) * نسل